چند روزی بود که حال و هوای عباس معروفی نازنین٬ نویسنده محبوبم را داشتم٬ می خواستم از او و رمانهای نابش بنویسم٬ به وبلاگش سر زدم٬ با قسمتی از رمان تازه اش « تماما مخصوص » برخوردم٬ گیچ شدم٬ گُر گرفتم٬ تعطیل شدم !...
"احساس می کردم به شکل بدی غمگینم و دلم با هیچ چیز باز نمی شود . احساس می کردم یانوشکا تبعیدگاه من است؛ جزیره ای آرام در انتهای دنیا که همه ی نعمت های خدا در آن هست٬ ولی من به هیچ نعمتی جز فراموشی نیاز ندارم . "
با این دو خطش من را تا آخر دنیا برد ! از او خواهم نوشت ...!
نظرات ()